صفحه ها
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 184769
تعداد نوشته ها : 212
تعداد نظرات : 4
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

انتظار، سرفصل اميد به آينده‌اي روشن و مايه عشق و شور و اميد و تلاش براي آماده‌سازي خود و جامعه براي آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز يك روحيه بازدارنده، فلج‌كننده و يأس‌آور نيست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبيني به آينده، از نهاد انسان در جامعه بشري است. انتظار، معيار ارزش انسان‌ها است. آرزوها و آمال انسان‌ها معيار خوبي براي سنجش ميزان رشد و تعالي آن‌ها است. آرزوهاي متعالي، حكايت از كمال روح و رشد شخصيت انسان‌ها مي‌كند؛ برعكس آرزوهاي حقير و بي‌ارزش، نشان از بي‌اهميتي و رشدنيافتگي افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا مي‌دارد.

انتظار، اعتراض دائمي برضد بي‌عدالتي‌ها است؛ نجات از سكون و ركود است، ‌در صحنه‌بودن است. انتظار، نقش مهمي در سازندگي، پويايي و اصلاح فرد و جامعه در زمان غيبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظايفي كه براي او شمرده شده است عمل كند، به الگوي مطلوب انسان ديندار دست مي‌يابد.

انتظار مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف اقتداي به او، ‌بيعت با او و سرسپاري به فرمان او است؛ سنگرباني عقيده، مرزباني انديشه و مبارزه در راه پاسداري از حريم دين و ولايت است. انتظار فرج، كار است، حركت است، تلاشي هدفمند است و با بي‌هدفي، سكون و تن‌آسايي سازگاري ندارد. مگر مي‌شود در انتظار سرسبزي روزگاران بود و در فصل برگ‌ريزان، از پا نشست؟

منتظر، تلاشگري نستوه است كه برابر هر انحرافي مي‌ايستد و با الهام از شيوه و آيين امام و مقتداي مورد انتظار خويش، در راه اصلاح خود و جامعه‌اش به جهاد و مقاومت مي‌پردازد. از آن زمان كه فرشتگان الهي به امر خدا، برابر حضرت آدم عليه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودي از سلاله آخرين پيامبر الهي به ميان آمد. ديگر اين، وظيفه تمام فرستادگان آسماني شد كه منتظر باشند و ديگران را هم به انتظار دعوت كنند. آن زمان كه لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «كاش براي مقابله با شما قدرتي داشتم يا به تكيه‌گاهي استوار پناه مي‌جستم»(1) انديشه انتظار قائم، در روح و جانش جاري بود. امام صادق عليه السلام فرمود: 

حضرت لوط  عليه السلام اين سخن را نگفت، مگر براي تمناي دسترسي به قدرت قائم ما. و آن تكيه‌گاه استوار، چيزي نبود، جز استواري و توانايي ياران او ... (2).

انتظار، در زمان غيبت و عدم حضور ظاهري امام در جامعه، به نوعي، اعلام پذيرش ولايت و امامت آخرين وصي پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم است و همين انتظار موجب مي‌شود ارتباط شيعيان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبي و معنوي ـ حفظ شود.

 

 

 

اما به‌راستي منتظر واقعي كيست؟...

منتظر واقعي، كسي است كه به امامش معرفت داشته باشد؛ يعني اعتقاد به ولايت و معرفت به شخصيت او. اعتقاد به ولايت، تعهد و پيماني است كه جز با اطاعت كامل نمي‌شود. كسي منتظر واقعي است كه علاوه بر خودسازي به ديگرسازي نيز بپردازد، تا از اين طريق، زمينه‌هاي ظهور آن حضرت را فراهم سازد.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم پيش از اين‌كه ستاره پرفروغ امامت امامان عليهم السلام طلوع كند، برترين جهاد امتش را انتظار فرج دانسته است؛ زيرا انتظار فرج، انتظار جهاد و انقلابي عظيم بر ضد تمام ظلم‌ها و جنايت‌ها و اجراي عدالت به تمام معنا در سراسر جهان است. حضرت علي  عليه السلام در حديثي فرموده است:

كسي كه در انتظار اقامه نماز به سر برد، در طي زمان انتظارش، در حال نماز به شمار مي‌رود.(3)

پس كسي كه در انتظار اقامه دين حق و برپايي دستورهاي الهي در سراسر جهان است، چه پايگاه و منزلتي دارد؟ در زندگي ظاهري دنيا، هر امام، در عصر خود به حمايت و ياري پيروان و شيعيان خود نياز دارد. امام، اگر علي عليه السلام هم باشد، اگر حمايتگري نيابد و شاهد خيانت دوستان باشد، مجبور به خانه نشيني است، تا چه رسد به امامي كه در غيبت به‌سر مي‌برد و انقلاب بسيار عظيمي در پيش دارد كه فقط با حمايت پيروان و شيعيانش تحقق خواهد پذيرفت.

 

اگر منتظر بازگشت يوسف زهراييم، آيا آماده استقباليم؟...

عاشق و دلباخته گل نرگس، منتظر نشانه و علامت نيست؛ بلكه منتظر خود حضرت است و مي‌داند اين آمادگي، جز با اطاعت از فرامين آن امام بزرگوار، به‌دست نمي‌آيد.

حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  فرمود:

پس هر يك از شما بايد به آنچه به وسيله آن به دوستي ما نزديك مي‌شود عمل كند و آنچه از جانب او، ما را به خشم و ناراحتي نزديك نمايد دوري كند؛ زيرا فرج ما آني و ناگهاني فرا مي‌رسد.

اين حديث، وظيفه ما را به خوبي مشخص مي‌كند و ما را متوجه اين امر مي‌كند كه در هر حال بايد آماده ظهور حضرت باشيم. امام صادق عليه السلام فرموده است:

براي ظهور و قيام حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف خود را مهيا سازيد؛ گرچه اين آمادگي در حد فراهم كردن يك تير باشد.(4)

حضرت، براي برپايي عدالت، قيام مسلحانه مي‌كند. در حقيقت، اين حديث مي‌خواهد بگويد كسي كه طالب ظهور آن حضرت است، بايد در جهت زمينه‌سازي نهايت جهاد و كوشش را بنمايد.

 

 

 

امام هادي عليه السلام فرمود:

قائم آل محمد، مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است كه واجب است در زمان غيبتش منتظر او باشند و زمان ظهورش، مطيع باشند.

بنابراين امام معصوم در اين حديث، انتظار امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را واجب دانسته است.

با توجه به جايگاه بلندي كه انتظار در مكتب شيعه دارد و تأكيدها و سفارش‌هاي فراوان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و امامان معصوم عليهم السلام بر موضوع انتظار فرج، شيعيان بايد به اين موضوع اهتمام بيشتر و توجهي درخور داشته باشند. بايد مراقب بود اعتياد به غيبت امام، گريبانگير ما نشود.

هم‌اكنون هزار و اندي سال از غيبت آن امام معصوم مي‌گذرد و هنوز اذن ظهور از ناحيه ذات اقدس اله صادر نشده است.

 

چرا تأخير؟...

يقيناً تأخير از ما است؛ زيرا طبق فرمايش مولايمان، اين ما هستيم كه يكدل نشده‌ايم و در راه او به‌طور شايسته، قدم بر نداشته‌ايم:

اگر شيعيان ما كه خداوند آنان را در بندگي‌اش ياري كند، در عهد و وفاي به ولايت ما يكدل و يك‌صدا بودند، ميمنت ديدار و ظهور ما اين‌قدر به تأخير نمي‌افتاد.(5)

عدم وفاي به عهد پيروانش، موجب محروميت جهان بشريت از اين فيض بزرگ خدايي شد. آيا جز اين است كه زندان غيبت، دستان يداللهي او را بسته است و از تزلزل و تحير بشريت در غم و اندوه به سر مي‌برد و با دلي غمگين، همگان را به دعا براي تعجيل در فرج خويش فرا مي‌خواند.

هميشه دردهايمان را براي حضرت سوغات نبريم؛ بلكه به وظايفمان مقابل حضرت كه يكي از آن‌ها دعاي بسيار براي تعجيل در ظهور او است اهميت دهيم. به راستي آيا براي ما عذري در كوتاهي از اين دعاي مهم باقي مي‌ماند؟ چرا كه بهترين و مؤثرترين عملي كه بتوان با آن پدر مهربان ارتباط برقرار كرد و بسيار در تعجيل ظهورش مؤثر مي‌باشد، دعا است.

مولاي ما! شب سياه غيبت تو بس طولاني شده است. بسياري در اين سياهي شب به سوي دنيا مي‌گريزند؛ اما سپيده دم كه آن‌ها دورش مي‌پندارند، به زودي آشكار خواهد شد.

هميشه دردهايمان را براي حضرت سوغات نبريم

دسته ها : امام زمان

راجع به اينكه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبي را مي گويند و با چه سخناني آغاز خواهند نمود، رواياتي است، از جمله ي آنها روايتي است كه محدّث بزرگوار مرحوم شيخ علي يزدي حائري متوفاي سال 1333 هـ.ق نقل كرده است. او مي گويد: زماني كه قائم آل محمد عليهم السلام ظهور كند، ما بين ركن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد:

1. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا يا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين طَرَحُوهُ عُرياناً.

5. اَلا يا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِي الحُسَين سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشيد اي جهانيان كه منم امام قائم، آگاه باشيد اي اهل عالم كه منم شمشير انتقام گيرنده، بيدار باشيد اي اهل جهان كه جدّ من حسين را تشنه كام كشتند، بيدار باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين را روي خاك افكندند، آگاه باشيد اي جهانيان كه حق جد من حسين را از روي كينه توزي پايمال كردند.

طبق اين نقل، سه نداي اخير، مخصوص و ويژه ي جد بزرگوارش امام حسين (ع) است و مصائب جگرخراش آن سيد ابرار را بازگو مي كند و اذيت و آزارهاي جانكاهي كه بر آن حضرت در صحنه ي خونين كربلا رفت، را يادآوري مي فرمايد.

 

 

 

نخست از قتل جدّ خود سخن مي گويد كه خود اعظم المصائب و بزرگترين فاجعه، در جهان اسلام به شمار مي آيد. و در كنار همين مطلب و همراه آن مصيبت تأثرانگيز و رقّت بار، عطش امام حسين (ع) را ياد مي كنند، مصيبتي كه هيچكس آن را توجيه نمي كند و حتّي درباره دشمن خود نپسنديده و روا نمي دارد و به حقيقت، لكه ننگين و عاري بر دامن بني اميه و آل زياد- عليهم اللعنه- و سپاه ديو و دد صفت كوفه و شام گرديد كه براي ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصيبت رقت انگيز ديگري را از جدّ خود حسين (ع) ذكر مي كنند و آن روي خاك افكندن بدن مبارك آن حجت بالغه ي الهي است كه در هيچ منطق و مكتبي روا نبوده و نيست. و همراه تذكر اين مصيبت، نكته ي ديگري را ذكر مي كنند كه دلها را مي شكافد و اشك غم و اندوه را بر گونه، روان مي سازد و آن مصيبت عريان كردن بدن نازنين آن امام معصوم و آن انسان آزاده ي خداجو و با عظمت است كه خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ي بارز اميد اهل ايمان بلكه مطلق انسان ها بود.

راستي چه كسي مي تواند تحمل اين فاجعه ي بزرگ را بكند كه بدن مقدس ولي اعظم پروردگار را برهنه روي خاك بيندازند؟

در آخر، از بزرگترين فاجعه اي كه در كربلا صورت گرفت و به دست آن وحشي صفتان دور از انسانيت بر بدن مبارك حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) واقع شد، سخن مي گويند و آن موضوع كوبيده شدن نازنين پيكر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسين (ع) است. موضوعي كه هيچ كسي كه كمترين مراتب انسانيت را دارا باشد آن را نمي پذيرد و صحّه بر آن نمي گذارد و با هيچ منطقي قابل توجيه نيست. موضوعي كه هر چند انسان به كشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصيبتي كه انسان متعارف و خالي از كينه و پستي، تاب شنيدن آن را ندارد و به حقيقت، انسان از وقوع آن در كربلا آن هم نسبت به بدن پسر ريحانه ي پيامبر اكرم (ص)، شرمسار و سربزير گرديد.

دسته ها : امام زمان

در مسجد اوره واقع در شهرستان دماوند كلاس هاي مختلفي برگزار گرديده است. از جمله كلاس هاي تشكيل شده كلاس احكام، كلاس رياضي، كلاس هاي قرآن روخواني، روان خواني و تجويد مي باشد. 

دسته ها : گزارش

در مسجدالرضاي گيلاوند مراسم جشني در تاريخ 18 بهمن ماه با حضور دانش آموزان دبيرستاني و دانشحويان منطقه دماوند با همكاري اعضاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي، بسيج دانش آموزي و سازمان زنان برگزار شد كه جلسه پرسش و پاسخ درباره زنان مبارز انقلابي بود. 

دسته ها : گزارش
X